• ایمیل
  • پرینت
  • آدرس خلاصه

کد خبر: 91486

نشنال اینترست بررسی کرد:

جنگ تجاری چگونه می‌تواند به ضرر امنیت اقتصادی آمریکا شود؟

در ظاهر آمریکا قصد دارد با جنگ تعرفه ها، کسری تجاری خود را با چین کاهش دهد ولی علت اصلی که در پشت این قضیه وجود دارد، این جنگ بر اساس سرقت مالکیت معنوی است. به طور گسترده تر اینها واکنشی به یک نظم لیبرال دموکراسی و نظام سرمایه داری است.

اقتصادتایمز: زمانی که فرانسیس فوکویاما پایان تاریخ و پیروزی لیبرال دموکراسی و کاپتالیسم را اعلام کرد، دلیلی برای امیدواری وجود داشت. نظام سرمایه داری، دموکراسی و همه آن چیزی که آنها به خاطرش ایستادگی می کردند، از پیروزی در جنگ سرد نشات می گرفت. ولی فراتر از پایان تاریخ، ۱۹۸۹ به درستی تنها پایان نسخه اول آن بود. و بر خلاف نسخه "مل بروکس" به نظر می رسد ما با یک نسخه دوم روبرو خواهیم شد.

جیمز اطلس در مطلبی که در نشریه نیویورک تایمز در سال ۱۹۸۹ میلادی نوشت، راه های متعددی را پیشنهاد داد که تاریخ می توانست خودش را مجددا آغاز و راه اندازی کند و یکی از این راه ها "چین تازه صنعتی شده" بود.

ظهور چین یک معجزه اقتصادی در ابعادی غیر ممکن بود. مساله ای که شاید عجیب تر بود، شیوه خاص اداره امور و ساختار اقتصادی بود که چین آن را برنامه ریزی کرده بود. خیلی ها این طور تصور می کردند که چین احتمالا مجبور خواهد شد تا اصلاحات دموکراتیک و سرمایه داری را برای ادامه رشد و ظهور اقتصادی خود اجرا کند. همان طور که گئورگی آرباتوف دانشمند سیاسی اتحاد جماهیر شوروی اشاره می کند، این یک واقعه هولناک برای دموکراسی و کاپیتالیسم بود که خودش را از وجود یک دشمن محروم کند. در نهایت چین شکل گرفت. و این مساله به یکی از موضوعات اصلی سخنان بیل کلینتون تبدیل شد که در آن زمان رئیس جمهور آمریکا بود. او و سایرین بر این باور بودند که چین اصلاحات دموکراتیک و سرمایه داری را بر ساختارهای خود منطبق خواهد کرد چرا که برای ادامه ظهور و رشد اقتصادی خود نیاز به انجام این کار دارد.

در مورد چین، ساختار قدرت تک حزبی همراه با اقتدارگرایی، اولویت های رشد اقتصادی را از عالی ترین مقام کشور دیکته می کند و اهداف اقتصاد و رشد تعیین می شود. ابزار مورد استفاده برای اقتصاددانان آشنا است. حمایت از صنایع در برابر رقابت خارجی به عنوان بحث "صنعت نوزاد" شناخته می شود، و انتقال فناوری که بیشتر به سرقت مالکیت معنوی شهرت دارد. این الگوی سیاسی یا اقتصادی نبوده است که عامل اصلی موفقیت برند چینی توسعه به شمار می رود بلکه ترکیبی از هر دو عامل اصلی موفقیت چین است. نکاتی از سرمایه داری در خلال داستان توسعه وجود دارد. ولی چیز دموکراتیکی درباره آن وجود ندارد. هیچ انتخاباتی وجود ندارد، و هیچ چشم انداز روشنی از برگزاری انتخابات در آینده نزدیک وجود ندارد. حتی برخی از کشورهای اروپای شرقی که زمانی به خاطر گذار و تغییرشان به سوی دموکراسی لیبرال دموکراسی مورد استقبال قرار گرفتند، بیشتر به الگوی چینی توسعه شباهت داشتند. این چیزی است که ما را به ابتدای تاریخ رهنمون می شود. یک چالش مشروع برای الگوی آمریکایی سرمایه داری و لیبرال دموکراسی وجود دارد. این چالش آن است که چین آغاز مجدد تاریخ را تهدید می کند، تاریخی که آمریکا و همتایانش تصور می کردند خیلی وقت پیش از بین رفته است. البته الگوی آمریکایی سرمایه داری و لیبرال دموکراسی پیش از این نیز در سراسر جهان به چالش کشیده شده است.

اگر این آغاز تاریخ است، تبعات آن چه خواهد بود؟ اول از همه، آمریکا دشمن جدیدش را پیدا کرده است، برند خاص چین از رژیم های اقتصادی و اجتماعی. شاید جنگ سرد جدیدی بین آمریکا و چین مجددا از سر گرفته نشود ولی یک جنگ تجاری در بسیاری از زمینه ها شبیه دوران جنگ سرد است.

در ظاهر آمریکا قصد دارد با جنگ تعرفه ها، کسری تجاری خود را با چین کاهش دهد ولی علت اصلی که در پشت این قضیه وجود دارد، این جنگ بر اساس سرقت مالکیت معنوی است. به طور گسترده تر اینها واکنشی به یک نظم لیبرال دموکراسی و نظام سرمایه داری است.

منبع: نشنال اینترست

 

ارسال نظر